تبلیغات
دفتر خاطرات من :) - هفته اول مهر
دفتر خاطرات من :)
چهارشنبه 5 مهر 1396 :: نویسنده : ✿.. ℳάξÐξみ ..✿
سلااام.روز اول مدرسه خیلی خوب بود :) اول که وارد مدرسه شدم رفتم تو حیاط و درسا مثل پشه و من مثل اردک پریدم بغلش.بعدشم رفتم پریدم بغل مهدیه و عاطفه.بعد از اینکه حرفای زیباشونو زدن معاون جان کلاس بندی کردن و منم افتادم کلاس نه دو.مهدیه هم با من افتاد ولی خب از درسا جدا شدیم.زنگ اول فهمیدیم هنر داشتیم.فامیلی معلم خانوم ملامحمدی بود.پارسال و پیارسال هم تو مدرسه بود ولی معلم ما نبوده.زنگ دوم دفاعی داشتیم :/ معلم دفاعی و زبانمون یکیه.خداروشکر این یکی هم معلم خوبی بود.زنگ سوم مهارت داشتیم و اسم معلمع خانم برزگری بود.نمیدونم فک کنم اعصاب نداره.ولی حالا بگذره ایشالا درست شه.زنگ تفریح دوم بود که درسا اومد بهم گفت که خانم لطیفی معلمشون بوده.حالا منو میگی مثل یک عدد مرغی که بهش تیتاب دادن پریدم بالا پایین.با مهدیه یواشکی رفتیم دفترو یه چک کردیم و خانم لطیفی رو از دور دیدم.وقتی که زنگ تفریح تموم شد رفتیم تو کلاس.خداروشکر دید کلاسمون به بیرون خوبه.طبقه دوم و کلاس کنار پله ها هستیم.بعد تا خانم لطیفی اومد از پله ها بالا من کنترل خودمو از دست دادم و مث فشفشه دوییدم و جیغ زدم:خانوم لطیفیییییییییییی.پریدم بغلش و یادم نمیاد که جیغم در چه سطحی بود : |گفتم که خانوم شما ایشالا همه نهما رو کلاس دارین دیگه؟گفت که به امید خدا شاید داشته باشم.گفتم من نمیدونم ولی باید معلم ریاضی ما شما باشید.بعد خندید گفت:حالا که تو میگی باشه.بعدشم رفت سر کلاسشو خداروشکر شنبه به خوبی گذشت.یکشنبه زنگ اول ریاضی داشتیم و برای اومدن خانم لطیفی ذوق زده بودم.اومد تو کلاس و لبخندم خیلی بیشتر شد و قیافم فکر کنم شبیه پشمک شد.هیچی دیگه گفت که امسال یکم سخته ریاضیمون.درس داد و خداروشکر درس آسون بود.زنگ دوم پیام داشتیم و معلمش میخورد که از این معلمای پایه باشه،میس کریمی :/.زنگ سوم هم علوم داشتیم و خانم طاهرخانی معلممون شد.پارسال هم معلممون بود و درس دادنشو خیلی میدوستم.دوشنبه هم زنگ اول ریاضی داشتیم و مثل هیمشه خرکیف میبودم.دگ اورد پای تخته و خداروشکر مث آدم حل کردم تمرینو :/ بعدشم یکم درس داد و زنگ خورد.زنگ دوم ورزش داشتیم و اونم معلم پارسالمون افتاد.یه ساعت و نیم تو حیاط نشسته بودیم و با مهدیه حرف زدیم و سرگروه علوممونم یه پنج دقه درس پرسید و همشو درست جواب دادم و اینا :/ زیادی هم بعدنا اتفاق خاصی پیش نیومد و معلم عربی و قرانمونم خانم قدسی شد.دیروزم که سه شنبه بود و کلاس زبان داشتم.تیچرمون همون تیچر المنتری دومون بود.خانوم محمدی.خداروشکر خوب بوده تا الان مدرسه.خدا کنه بقیشم خوب باشع



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

یکشنبه 9 مهر 1396 05:10 ب.ظ
سلام:)

مدرسم که شروع شد...:)
موفف باشی
✿.. ℳάξÐξみ ..✿ سلام :)

مرسی عزیزممم همچنین
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


وب سرگرمی
با مدیریت مائده :)
متولد سال 1382
تاریخ تولد وب: 10 خرداد 1390

مدیر وبلاگ : ✿.. ℳάξÐξみ ..✿
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کد بنر محک