امروز:

خاطره :")

دلام.آمدم با خاطره.ینی منم خواب میبینما :/ دیشب خواب دیدم به خانم لطیفی سلام کردم جوابمو نداد با اینکه منو دید بعد گفتم خانم چرا انقد باهام سرد شدید ینی زنگ دوم بود مثلن.گفت اون چه وضع نمره بود تو برگه.حالا امروز رفتم زنگ اول بعد از 7 روز میگم سلام خانم.هی میترسیدم خواب دیشبم واقعی از آب در بیاد خندید گفت سلام :""""""""""") ینی پکیدم :") بعد که زنگ خورد با مهدیه تو سالن پرتاب شدیم البته رفتیم طبقه دوم اخه طبقه اول خانم رجبلو گیر میده میگه برین بالا ما هم میریم طبقه دوم قایم میشیم :/ بعد که طبقه دوم بودیم مهدیه خانم لطیفی رو دید سلام کرد بعد خانم میرهادیان رد میشه خودشو میزنه به اون راه که مثلا ندیدش :/ عاشقی به سرشم زده :/ سر من نیاد حالا :"/ بعد رفتیم بالا زنگ تفریح بعد که تموم شد معلما داشتن میرفتن بالا ما هم تو پله ها بودیم مهدیه برگشت به خانم لطیفی گفت خانم این مرد انقد شما رو ندید.گفتم خانم من دق کردم تو این هفت روز.دوشنبه هم که نیومدید زنگ بعدی خانم لطیفی برگشت بهمون گفت شماها کار و زندگی ندارید همش اینجایید؟گفتم خانم کلا ما چهارشنبه ها اینجا میچرخیم از لحاظی که این دنبال خانم میرهادیانه منم که دیگه خودتون میدونید برا چی میگردم اینجا.کلا عادت کردن به خل بازیای ما.بعدشم که ما کلاسمون عوض شد رفتیم طبقه دوم.قشنگ دیگه راحتم تو سالن راه میرم کسی هم گفت کلاست کجاست میپرم تو کلاس پنج دقیقه دیگش میام بیرون.خانم سروش هم دیدیم.همون معلم تفکرمونه.خیلی مهربونه.معلمای امسالمون خیلی بهتر از پارسالیان.خب دیگه من برم خودمو بکشم بعد هفت روز با خانم لطیفی حرف زدم دارم میترکم.بابای


نوشته شده در : چهارشنبه 22 دی 1395  توسط : ✿.. ℳάξÐξみ ..✿ .    نظرات() .

Nadia
چهارشنبه 22 دی 1395 02:35 ب.ظ
برداشتم :|
پاسخ ✿.. ℳάξÐξみ ..✿ : یه پیام بده زر بزنیم :"|
Nadia
چهارشنبه 22 دی 1395 02:31 ب.ظ
مرسی :|
پاسخ ✿.. ℳάξÐξみ ..✿ : الان رو همین پست خودم یه نظر میدم رمزو جیمیلو میدم وردار :"|
Nadia
چهارشنبه 22 دی 1395 02:30 ب.ظ
عع عاره به ذهنم نرسید :|
فقط میشه برام یه ایمیل بسازی؟ :|||||||
پاسخ ✿.. ℳάξÐξみ ..✿ : توعم که کل جیمیلو به فنا دادی :"|
وایزا الان میسازم :"|
Nadia
چهارشنبه 22 دی 1395 02:30 ب.ظ
چه کردم مگ عصبیه؟ :|
پاسخ ✿.. ℳάξÐξみ ..✿ : اصن تو چرا نمیای هنگ اوت؟ :"|
Nadia
چهارشنبه 22 دی 1395 02:29 ب.ظ
:"| جدیده اینم؟ :|
پاسخ ✿.. ℳάξÐξみ ..✿ : عاره بادکنکو طلاق دادم اینو گرفتم :"|
راسدی سمیرا کارت داشت.از دستتم عصبی بود به منم نگف چشه :"|
Nadia
چهارشنبه 22 دی 1395 02:27 ب.ظ
گندشا در اوردن :|
پاسخ ✿.. ℳάξÐξみ ..✿ : عاه :"|
Nadia
چهارشنبه 22 دی 1395 02:26 ب.ظ
منم جوابی در خشتک ندارم بهش بدم
پاسخ ✿.. ℳάξÐξみ ..✿ :
Nadia
چهارشنبه 22 دی 1395 02:26 ب.ظ
نه میگه میخوای چیکار :|
پاسخ ✿.. ℳάξÐξみ ..✿ : اه تو که درست خوبع :"|
Nadia
چهارشنبه 22 دی 1395 02:26 ب.ظ
اره اون اهنگرو گوش دادم قشنگه
فیلمه رو کودوم شبکه میخواد پخش کنه؟ :| خسته شدم از انتظار اه :|
پاسخ ✿.. ℳάξÐξみ ..✿ : نمدانم
مامانت نمیزاره بیای تل؟خسته شدم :"|
Nadia
چهارشنبه 22 دی 1395 02:22 ب.ظ
هیچی :/
درسا که امسال خیلی خوبن :/ میان ترمو دادن 20 شدم :/
چه خبر از امیرحسین؟ کانالش پست گذاشتع؟ :/
پاسخ ✿.. ℳάξÐξみ ..✿ : تو روحت :""""""""|

اوهوم
یه اهنگ گذاشت از همون دوستش امیرمسعود خیلی باحاله اسمش همه دنیای منی.برو بگوش خیلی خوبع

یه دونه گیف فرستادع

اینم یه متنه چن روز پیش گذاش:هیچ صدایى بلندتر و هیچ تصویرى واضح تر از افكار شما نیست ..

اینم گذاشته بود دو روز بعدش http://s9.picofile.com/file/8282035976/photo_2017_01_11_14_20_34.jpg
Nadia
چهارشنبه 22 دی 1395 02:20 ب.ظ
نه بابا خوبه :/
چه خبر؟ :/
پاسخ ✿.. ℳάξÐξみ ..✿ : خوشم نمیاد ازش :"|

هیچی تو چه میکنی با درسا؟ :"|
Nadia
چهارشنبه 22 دی 1395 02:18 ب.ظ
مایع منم دارم عاشق میشم :|
عشقم به طاهرپور بیش از حد شدع :|
پاسخ ✿.. ℳάξÐξみ ..✿ : اونو که جم کن دوس دارم خفش کنم زنیکه خر :"|
Nadia
چهارشنبه 22 دی 1395 02:18 ب.ظ
مایع منم دارم عاشق میشم :|
عشقم به طاهرپور بیش از حد شدع :|
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر